ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
127
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) است * ابو رافع مىگفت دو سال همراه عمر بن خطاب نماز گزاردم و پس از هر ركعت صداى خود را بلند مىكردم تا مردم بشنوند - ظاهرا مكبر بوده و با گفتن تكبير به صداى بلند پايان يافتن ركعت را اعلام مىكرده است . گويد موسى بن اسماعيل ، از ابو غاضرة محمد بن ابى بكر عنزى ما را خبر داد كه مىگفته است * وقتى در مسجد الحرام بودم پير مردى كه عمامه سپيد بر سر داشت و به عصايى كه خيال مىكنم از نىهاى نيزهها بود تكيه داده بود - چنان عصايى در دست داشت - عبور كرد . مردمى كه در مسجد بودند گفتند اين ابو رافع مدنى است . خود را به او رساندم و گفتم : اى ابو رافع ! پارهاى از احاديثى را كه روايت مىكنى براى من بگو . گفت : عايشه مىگفت كه پيامبر ( ص ) مىفرمود « خداوند با فطريه رمضان به بيماران و مسافران امت من تصدق فرمايد » . ابو فراس گويد عمر بن خطاب براى ما خطبه خواند و گفت : همانا هنگامى كه پيامبر ( ص ) ميان ما بود و هنگامى كه وحى بر ما نازل مىشد شما را مىشناختيم . ابو فراس محدثى كم حديث بوده است . « 1 » غنيم بن قيس كعبى از خاندان عمرو بن تميم و داراى كنيهء ابو عنبر بوده است . گويد يزيد بن هارون ، از گفتهء زياد بن ابى زياد جصّاص ، از ابو كنانه قرشى ما را خبر داد كه او ضمن نقل كردن خبر آمدن ابو موسى اشعرى پس از مغيرة بن شعبه به اميرى بصره مىگفته است * هنوز دو ماه از آمدن ابو موسى نگذشته بود كه هفت تن از ما قرآن را ختم كردند - درست خواندن تمام آن را فرا گرفتند . يكى از ايشان غنيم بن قيس بود . ابو موسى اشعرى آنان را پيش عمر بن خطاب گسيل داشت . آنان هنگامى كه پيش عمر رسيدند براى
--> ( 1 ) شرح حال اقرع مؤذن عمر بى هيچ كاستى و فزونى در اين جا تكرار شده بود كه ترجمه نشد . به صفحات قبل مراجعه شود .